رسم آسمان
نیما به باور ناید که موج از آغوشِ دریا بگریزدیا کسی، آشوبِ درون خویش را نظاره کند و راهِ فرار برگزیند.ای ماه؛ جانم به نورِ یگانهات بسته است. اگر چشمانت را در محاقِ غیبت پنهان کنی، یا به خسوفِ جفا دچار شوی، با کدام صبر بر این بدعهدیِ سخت شکیبایی ورزم؟ در من صبری نمانده .گمان میبَرم که پرتوِ تو بر هزاران دریاچهٔ سرگردان بوسه زده باشد. ابرکِ سادهباور ِباران اندیش ...ماه را از نگاهِ تیزبینِ پلنگان نتواند که پوشاند،ماه را باید از دور دوست داشت؛ آنگونه که رسمِ آسمان است.
با تمام تبِ اندیشه و یقینِ عشق،bano
+ نوشته شده در ساعت توسط BanooMehalood